«بازجویی یکی از اختیاراتی است که در چارچوب و ضوابطی مشخص، محدود و قانونی به ماموران پلیس یا نیروهای امنیتی داده شده تا به اطلاعات لازم در پرونده ها برای کشف حقیقت دست یابند. از این رو بازجویی به منظور تخلیه اطلاعاتی از اشخاصی که محتملا اطلاعاتی درباره موضوعی خاص دارند و می توانند کمکی به حل پرونده کنند، صورت می گیرد.

بازجویی یا در زمانی است که فرد در بازداشت و زندان به سر می برد و یا خارج از زندان است که در این صورت باید به صورت مکتوب و دعوت به مراجعه برای پاسخگویی باشد. یعنی برای او احضاریه صادر شود. اما در حال حاضر احضارهای شفاهی بیشتر صورت می گیرد و با وجود الزام به احضار کتبی، فرد را شفاها احضار می کنند و اگر شخص چندین بار امتناع کند احتمال بازداشت او می رود.
در طول بازجویی متهم یا مطلع میتواند سکوت اختیار کند و به سوالات پاسخ ندهد. هیچ کس نباید مجبور به اعتراف شود و اعتراف تحت هر نوع فشاری وجاهت قانونی ندارد و دلیل محکمه پسندی نیست.
اما امروزه شاهدیم که متاسفانه از سوی بازجویان نهادهای مختلف امنیتی (وزارت اطلاعات، حفاظت اطلاعات ناجا، اطلاعات سپاه و…) بدون رعایت قانون و با زیر پا گذاشتن حقوق مسلم افراد به عنوان یک شهروند و هتک کرامت انسانی تلاش می شود پرونده هایی که اکثرشان بر مبنای تفتیش عقاید است و از ابتدای تشکیل شدنشان هم غیر قانونی است را تکمیل کنند. و البته نه برای کشف حقیقت که برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده خود…»
از مقدمه کتاب «روشهای ضد بازجویی» – کانون حقوق بشر و روابط بین الملل آل یاسین / لینک دانلود کتاب
